X
تبلیغات
LOVE

LOVE

$$$عشق و حال$$$

لطفا آدرس وبلاگمو به دوستان خود بديد

در ضمن اگر مطلبي داريد كه دوست داريد در وبلاگ گذاشته بشه در قسمت نظرات بگذاريد(نگران نباشيد به اسم خودتون نوشته مي شه)

راستي حتما نظر هم بديد

BAY

+ نوشته شده در  جمعه 1391/04/23ساعت 2:5  توسط ايمون  | 

بدون شرح

یک عدد نان سنگک، از دوره ی دویست تومانی، در فریزر مانده، کاملا سالم، بدون کپک، به بالاترین پیشنهاد فروخته می شود. قیمت پایه ۳۰۰ تومان

##############

کارشناس: و لذا شاهد هستیم که کاهش افزایش پیدا کرده
مجری تلویزیون: ؟؟؟؟!!! منظورتون این هست که کمتر شده؟
کارشناس: یعنی بیشتر کم شده
مجری: یعنی با کاهش رو به رو هستیم؟
کارشناس: نرخ کاهش افزایش یافته
مجری: … بله … ادامه بدیم

##############

الناز توی فیسبوکش نوشت:
امرو نشستم تو تاکسی
مرده گفت
میشه با تلفنتون یه زنگ بزنم
من اون لحظه خیلی به نظر زرنگ اومدم از نظر خودم که گفتم
بگید شماره تونو بگیرم
گفت ، گرفتم
موبایل خودش زنگ خورد
پیاده شد
دود از کله ی ابلهم بلند شد
به راننده گفتم
ما چقد ساده ایم به قرآن
راننده هه گفت : نخیر خانوم
شما ساده ای
ما نیستیم

##############

بعله یارو با شلوار جین پاره و موهای فشن و خواهر و مادر خفن تر از خودش اومده خواستگاری خواهرم،
میگه من می خوام همسر آیندم چادری باشه

##############

پونصد تومان بهش دادم فالمو میگیره میگه آینده تاریکی در پیش داری! میگم جدی میگی؟؟؟
میگه یه هزاری بده شاید یه روشنایی پیدا شه

##############

میری رستوران بین راهی دستشویی، میای بیرون یه نفر دنبالت میدوئه که آقا پولش!!! میگی آخه آقا جان این دستشویی هم کثیفه، هم چاهش گرفته، هم صابون نداره!!! یارو چنان داد و فریاد میکنه انگار دزد گرفته!!! آخر مجبور میشی پول رو بدی

##############

طرف با هزار بدبختی از خورد و خوراک زن و بچش زده پنجاه تومن جور کرده سر عقد بده به بچه برادرش
اونوقت فامیلای دختره میخونن چرا بیشتر ندادی ؟ چرا ویلا ندادی ؟

##############

بچه هه تا دیروز واسه باباش چشم-چشم-دو ابرو میکشید ، امروز شاخ و شونه میکشه

##############

تو تاکسی بودیم، بعد راننده هه اومد از یه فرعی تو اصلی بپیچه به راست، از ۵ نفر آدم تو ماشین ۴ نفر سمت چپو نگاه کردن که ببینن ماشین میاد یا نه. تنها کسی که نگاه نکرد راننده بود

##############

اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده ! برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/04/27ساعت 22:34  توسط ايمون  | 

اگه دخترا برن سربازی...

غذای پادگان ها نسبت به گذشته خیلی بهتر میشه ( دخترها می خواهنرهاشون را نشون بدن)
::
::

هیچ کس دیگه دنبال معافیت نمیره حتی کور کچل ها هم می خوان بیان سربازی!!!



::

::

حمام و دست شویی های پادگان ها بالاخره روی بهداشت رو هم میبینن.
::
::
دیگه رژه ها در پادگان درست انجام میشه …. چون دخترها را میذارن صف اول
( این جمله ۱۰۰% فیمینیستی بودا )
::
::

خاموشی از ۹ شب به ۱۲.۵ – ۱ شایدم … شب میرسه
::
::
خدمت سربازی از ۲سال به ۶ ماه کاهش پیدا می کنه … اگه خواستی میتونی اصلا نری …
چون تا ۱۵ سال بعدش سرباز نمی خوان از بس داوطلب هست
::
::
بعد از ۶ ماه که از سربازی بر می گردی اندازه ۶ سال خاطره داری!!!
::
::

فرهنگ عمومی پادگان افزایش پیدا می کنه … دیگه سربازها فحش رکیک به هم نمیدن از شوخی های… هم خبری نیست
::
::
قضیه فرار از سربازی به کل منتفی میشه و همه (پسرها) می خوان برن سربازی حتی اونهایی هم که قبلا رفتن می خوان دوباره برن !!…
::
::

اضافه خدمت برداشته میشه … کارایی که قبلا باعث اضافه خدمت می شده حالا باعث کاهش خدمت میشه
::
::
ازدواج دانشجویی و لاو ترکوندن توی دانشگاه کم میشه و ازدواج در پادگان و عشق من هم سنگر من مد میشه!


+ نوشته شده در  شنبه 1391/04/24ساعت 16:4  توسط ايمون  | 

چند عكس




اگه از عكس هاي بالا خوشتون اومده به ادامه مطلب برويد و عكس هاي بيشتري رو تماشا كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1391/04/23ساعت 1:56  توسط ايمون  | 

 

برای تو ...

برای چشمهایت !

برای من ...

برای دردهایم !

برای ما ...

برای این همه تنهایی ...

ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند !!







سر به هوا نیستــــم


امــــا


همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم


حال عجیبـــی ست


دیدن ِ همان آسمان که


شاید "تو"


دقایقی پیش


به آن نگاه کـــرده ای...!!!




امروز روز دیگریست...

یه روز از همان روزهای بی تو...

در به در این کوچه و آن کوچه...

می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری!

ولی در کوچه هایی که پی تو می گردم همه بن بست است...

دلم آشوب و ضربان قلبم ناآرام!

بگو کدامین کوچه انتهایش دیدار توست؟



 

گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی


و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی




آمدنت را یادم نیست

بی صدا آمدی

بی آنکه من بدانم

بی اجازه امدی

بی آنکه من بخواهم!

اما اکنون،

با ذره ذره وجودم

ماندنت را تمنا می کنم


در قلبم بمان که ماندنت را سخت دوست دارم



چقدر پر می کشد دلم ...!

به هوای تـــــو!

انگار تمام پرنده های جهان در قلبم آشیانه کرده اند............




از تو دلگیر نیستم!!!

از دلم دلگیرم

که نبودنت را صبورانه تحمل میکند...........




چقدر دورتر از احساسم ایستاده ای

آنجا که تو ایستاده ای

صدای مرا هم نمی شنوی

.

.

چه برسد به دلتنگی.. .



آخرای فصل پاییز یه درخت پیر و تنها
تنها برگی روی شاخه ش مونده بود میون برگا
یه شبی درخت به برگ گفت:کاش بمونی در کنارم
آخه من میون برگا فقط تنها تو رو دارم
وقتی برگ درختو می دید داره از غصه میمیره
با خدا راز و نیاز کرد اونو از درخت نگیره
با دلی خُرد و شکسته گفت، نذار از اون جداشم
ای خدا کاری بکن که تا بهار همین جا باشم
برگ، تو خلوتِ شبونه از دلش با خدا می گفت
غافل از این که یه گوشه باد همه حرفاشو میشنفت
باد اومد با خنده ای گفت:آخه این حرفا کدومه؟
با هجوم من رو شاخه عمر هر دو تون تمومه
یه دفه باد خیلی خشمگین با یه قدرتی فراوون
سیلی زد به برگ و شاخه تا بگیره از درخت جون
ولی برگ مثل یه کوهی به درخت چسبید و چسبید
تا که باد رفت پیش بارون بارونم قصه رو فهمید
بارون گفت با رعد و برقم می سوزونمش تا ریشه
تا که آثاری نمونه دیگه از درخت و بیشه
ولی بارونم مثل باد توی این بازی شکست خورد
به جایی رسید که بارون آرزو می کرد که می مرد
برگ نیفتاد و نیفتاد آخه این خواست خدا بود
هر کی زندگیشو باخته دلش از خدا جدا بود


فرقی نمی کند در کدام عصر و کدام اقلیم زندگی کنی فرقی نمی کند اسمت فرهاد باشد ،
رومئو یا مجنون یا شیرین یا ژولیت یا لیلی … تو را به زخم*هایت می شناسند، این نقطه ی
اشتراک همه آدمهاست….






ازاین تکرارساعتهـ ـا
ازاین بیهوده بودنهـ ـا
ازاین بی تاب ماندنهـ ـا
ازاین تردیدـهـ ـا
نیرنگهـ ـا
... شکهـ ـا
خیانتهـ ـا
ازاین رنگین کمان سرد آدمهـ ـا
وازاین مرگ باورها ورویاهـ ـا
پریشانمـــ
دلـ ـم پروازمیخواهد




نمی دانم كه دانست او دلیل گریه هایم را ؟
نمی دانم كه حس كرد او حضورش در سكوتم را ؟
و میدانم كه می دانست زعاشق بودنش مستم
وجود ساده اش بوده كه من اینگونه دل بستم




کسی ما را نمی پرسد
کسی ما را نمی جوید
کسی تنهایی مارا نمی گرید
دلم در حسرت یک دست دلم در حسرت یک دوست
دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست




من عاشق اون دیالوگم که پدر ژپتو به پینوکیو می گه
پینوکیو ...چوبی بمان... آدمها سنگی اند، دنیایشان قشنگ نیست




لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی به آن خانه برگردی یا نه؟

لازم است گاهی از مسجد  بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟

لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی که چه‌قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است؟

لازم است گاهی درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و فلان را بی‌خیال شوی، با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه؟

لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

لازم است گاهی محمد(ص) باشی، علی(ع) باشی، انسان باشی ببینی می‌شود یا نه؟

و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/04/22ساعت 20:45  توسط ايمون  | 

جووک 91


 آیا فکر می کنید بی عرضه هستید؟ آیا فکر می کنید به درد هیچ کاری نمی خورید؟؟  آیا فکر می کنید بی مصرف هستید؟؟به خدا درست فکر می کنید  
 به ترکه میگن پسرت رکورد شکونده میگه گه خورده من که پولش رو نمیدم
    لره میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه
 لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه  که ریشش بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده  چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ نگاهش می کنه وجواب نمیده.  میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که  اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه خیلی نگران میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده؟اونم  محلش نمیزاره.میره تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده وخیلی ناراحته میگه من می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه  پدرسوخته موقعی که  داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی 
لره میخواسته آتش نشان بشه  توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف اآب نباشه چه کار  میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمم می کنیم  
به خوش غیرت میگن توی خونه شما مرد سالاریه یا زن سالاری؟ میگه: هیچکدوم مردم سالاریه      
ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه،  بهش میگن: چه احساسی داری؟  میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت    
به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم       
 یه اصفهانیه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با   کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن
       یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد   یکی دیگه رد میشه میگه عجب خر باهوشی   ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم
یه روز یه مجلس عزا داری بوده بین ترک ها و لر ها شیخ می گه : برقها رو خاموش کنید می خوام ببرمتون کربلا وقتی برقها می یاد می بینن لر ها چمدون به دستن می پرسن پس ترکها کجان؟ می گن اونا تو ترمینال منتظرن    
غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه  ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت  
غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی  راننده میگه من که چیزی نگفتم ، غضنفر می گه بعدا که می گی      
به لره می گن: اگه رییس جمهور بشی اولین کاری که می کنی چیه؟ میگه اول از همه دست خودم رو تو شرکت نفت بند می کنم      
اداره راهنمایی رانندگی قزوین  جهت امنیت بیشتر سرنشینان جلو  بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان عقب الزامی است   
  لره پیش بچه هاش میگوزه همه بچه هاش میزنن زیر خنده .  اشک تو چشاش جمع میشه میگه  خدایا این شادی رو از خانواده ام نگیر
  یه بار مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند .  بعد چند روز از گشنگی می میرند
یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن ترکه سرما می خوره
شرکت نوکیا برای رفاه حال اس ام اس نویسان محترم ایرانی  یک گوشی جدید طراحی کرده که با فشردن تنها یک دکمه  می نویسه : یه روز یه ترکه
ترکه میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن  چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین   من از این ور میگیرمش
ترکه میمیره، عکسشو نداشتن رو قبرش بزارن تا گردن دفنش می کنن
رشتی نصفه شب بلند میشه آب می خوره  میگه: سلام بر حسین یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا  
قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن: پاشو برو تو زمین، بازیشروع شده. میگه: من برانکاردم
یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه  اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله.  غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم
غضنفر پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه میره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار
حوزه ی علمیه قم اعلام کرد به علت ترافیک طلاب در شهره قم طلاب از فردا  به صورت امامه ی سیاه و سفید ( زوج و فرد ) در شهر تردد کنند    
 ترکه میره دزدی چیزی گیرش نمیاد مشق های بچه ها رو خط خطی می کنه   
 به ترکه می گن با وطن جمله بساز می گه : من دیروز سر و تنم را شستم  می گن : خره وطن با طی دسته داره  می گه : اتفاقا ً منم با طی دسته دار خودم رو شستم  

روان شناسان اعلام کردن از هر سه نفر یکی به بیماری های روانی مبتلاست به دو نفر از رفیق فابریکات فکر کن اگه اونا سالمن اون یه نفر تو باید باشی


یه بچه گربه از مامانش می پرسه : مامان بابای من کیه ؟ میگه : نمی دونم من سرم توی سطل آشغال بود


  ترکه می ره سربازی ............................. ..................................................... ...................................................... ...................................................... ...................................................... ..................................................... ..................................................... ..................................................... .................................................... .................................................... دنبال چی می گردی رفت سربازی دیگه
  یه روز یه عده از آخوندها رو داشتن می بردن بهشت , در بهشت که می رسند   یهو میبینن یه نیسان پر از حیوانات مختلف تخت گاز از بهشت رفت بیرون .   پرسیدند این چی بود ؟ گفتند حضرت نوح بود کشتی رو فروخته نیسان خریده      
رشتیه با خانمش دعواش میشه دست بچه هاش رو می گیره قهر می کنه خانمش میگه با من دعوا داری بچه های مردم رو کجا می بری   
دیشب خواب دیدم اونم چه خوابی... حالا گوش کن تا تعریف کنم خواب دیدم مردیم و داریم میریم بهشت... توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم  سر پل صراط که رسیدیم من خسته شدم و تو منو کول کردی دم در بهشت که رسیدیم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بیا داخل
 شباهت ترک با پارک؟ جفتشون تاب دارن    
نفرین جدیده جدید: الهی عقل بچه‌ات به میرزاپور بره. قدش به کعبی. دماغش به عنایتی. موهاش به چلنگر. بی خواصیت‌یش به علی دایییییییییییی  
دزده میره خونه یکی تلویزیون بدزده میگه اول بذار روشن کنم ببینم سالمه   از قضا تلویزیون فوتبال پخش میکرده طرف سرگرم تماشای فوتبال میشه   و صاحب خونه بلند میشه میاد میگه آقا تو کی هستی؟ اینجا چیکار میکنی؟  طرف هول میشه میگه من بازیکن فوتبال بودم داور منو الان اخراج كرد
به دلیل سردرگمی هموطنان رشتی روز پدر یک هفته تمدید شد  
 رشتیه از کنکور برمیگرده ازش میپرسن سخت ترین سئوالش چی بود؟   میگه نام پدر
به رشتیه می گن نظرت درباره خانه های عفاف چیه؟ می گه خیلی راضیم لااقل زنم رفته سریه کار دولتی !
زنه میره دکتر میگه آقای دکتر این سینه ام اینقده درد میکنه که میخوام بکنمش بندازم جلوی گربه دکتره میگه : میو میو میو
تبلیغات کرم موبر :  قبل از مصرف : میرزا کوچک خان  بعد از مصرف : دیوید بکهام مصرف نادرست : رفسنجانی
 آخرین فیلم در حال ساخت سینمای ایران : زندگی پیامبران  با حضور افتخاری علی دایی در نقش حضرت نوح
به ترکه میگن تو شهرتون آثار باستانی دارین ؟ میگه نه ولی دارن میسازن
ترکه زنش حامله بوده، نگاه میکنه به شکم زنش،  میگه: خانم جان این چیه؟ میگه: بچه ست. میگه: دوستش داری؟ میگه: آره خوب، معلومه. میگه: پس چرا قورتش دادی؟
 ترکه میخواسته هواپیما دزدی کنه.میره به خلبانه میگه  برو لندن یارو میگه نمیرم.ترکه میگه خب برو دبی  یارو میگه نمیرم.ترکه میگه پس برو اردبیل یارو میگه نمیرم بعد ترکه بابا حد اقل بده یه بوق بزنیم
مگسه دور سر ترکه وز وز می کرده ، ترکه می گه : برو جون مادرت ...الان برامون یه جوک درست می کنن
 بسیجیه میره داروخانه میگه : آقا شربت شهادت می خواستم
به ترکه می گن : اگه آب نبود چی می شد ؟ ترکه می گه : خوب هیچی ما شنا یاد نمی گرفتیم اونوقت غرق می شدیم  
رشتیه با زنش دعواش میشه و بدبخت خانم رو یک کتک مفصل میزنه.  فردا از شهربانی میان، به جرم خسارت به اموال عمومی  میندازنش زندان
خبر فوری: هنوز کنکور در قزوین ادامه دارد، به گزارش بی بی سی  هنوز داوطلبین جرأت نکردن دفترچه سولات را از روی زمین بر دارند    
به یک آقای رشتی که بچه زیاد داشته میگن اینقدر بچه داری  اسماشون یادت میمونه میگه آره اسماشون که یادم میمونه  فقط فامیلی هاشون یه ذره سخته    
از ترکه می پرسن کجا به دنیا اومدی ؟ می گه : منو از توی لپ لپ در آوردن    
 یه روز بچه اصفهانیه می یاد به باباش میگه : بابا من  همه ی نمره هام ۲۰ شده باباش می زنه توی سرش و می گه  با ۱۰ هم می تونستی قبول بشی حتما باید این همه خود کار مصرف می کردی ؟    
فوشهای ترکها : 1.ازجلوچشمهام خفه شو! 2.کثافت مرض   3.پاتو از روبوق بردار  4.گردن درازى می کنی  5 .زبون کلفت  
+ نوشته شده در  جمعه 1391/03/26ساعت 22:38  توسط ايمون  | 

پند بیاموز

خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا نکني مرا خدايي ديگر کجاست؟؟؟؟


محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکنی

در صفحه شطرنج زندگی همه ی مهره های من مات مهربانی تو شدند و من قلبم را به تو باختم

بارون نباش كه با التماس خودت رو به شيشه بكوبي ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن

آسمان می بارد, گل می میرد, تو نه آسمان باش نه گل, زمین باش تا آسمان بر تو ببارد و گل در تو بروید

زندگي صحنه ي يکتاي هنرمندي ماست، هر کسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود، صحنه پيوسته به جاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


زندگي مثل بازي حکمه!! مهم نيست که دست خوبي نداري مهم اينه که يار خوبي داشته باشي؛ اينطوري ‏شايد حتي بتوني بازي باخته رو ببري

از زندگي لذت ببر چون آخر جاده زندگي يه تابلو هست كه روش نوشته دور زدن ممنوع


هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

بيهوده متاز که مقصد خاک است

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند

دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/12/25ساعت 11:13  توسط ايمون  | 

جدال لوکس های آلمانی با تازه وارد انگلیسی

این روزها تب استفاده از خودروهاى لوکس به قدرى فزونى یافته که برخلاف گذشته تنها محدود به قشرخاصى از افراد مانند سیاست‌مداران، هنرپیشه‌ها، ورزشکاران و … نیست بلکه حتى افراد جوان و کم سن‌ و سالى را نیز مى‌توان یافت که سوار بر یکى از این خودروهاى لوکس و مجهز هستند. دلیل این موضوع هم کاملا مشخص است، هنگامى که شتاب اولیه خودروى لوکس شما در حدود پنج ثانیه و توانایى دست یابى به سرعت‌هاى فراتر از 250 کیلومتر برساعت را به راحتى داشته باشد، همه امکانات یک هتل پنج ستاره را بصورت خلاصه شده در یک خودرو خواهید داشت.

به ادامه مطلب مراجعه کنید.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/01ساعت 16:57  توسط ايمون  | 

عکس انواع بنز

برو......برو دیگه!......آخه کجا برم ؟.........

ادامه مطلب........برو......برو........



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/30ساعت 19:3  توسط ايمون  | 

مطالب کامپیوتری

اگربه مطالب سخت افزاری و نرم افزاری کامپیوتر علاقه مندید حتما ادامه مطلب را

ببینید.

 

ببینید دیگه..........مگه نمی گم ببین....

......با من کل کل می کنی ببین دیگه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/30ساعت 18:47  توسط ايمون  | 

فقط استقلال

پیروزی قهرمان می شه

             خدا می دونه که حقشه

به لطف یزدان و بچه ها

              پیروزی قهرمان می شه

.

.

.

اگه جدول بر عکس بشه.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/29ساعت 21:0  توسط ايمون  | 

عکس bmw

ادامه مطلب را 100در100ببینید



 




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/09ساعت 21:24  توسط ايمون  | 

با هم بخندیم نه به هم

     با هم      بخندیم





   بابا ناراحت نباش برو تو www.241.blogfa.com وبلاگ ایمان دست  قشنگ




                                    

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/09ساعت 20:42  توسط ايمون  | 

چند عکس زیبا

      حتما ادامه مطلب را ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1390/11/07ساعت 16:22  توسط ايمون  | 

جوک لری

خواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم


يك شب تلویزیون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن مي خوابن


لره تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و

حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند

بشه به بغل دستيش ميگه :

آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار


يه روز 4 تا لر سوار آسانسور ميشن هر كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از لرا ميگه : به افتخار آي راننده صلوات


به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره... جسیکا تی لر...لره و هاردی... تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر


از یه لره می‌پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟  میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌کنند!


به لره می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم  در نهایت خفه می شدیم می مردیم  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/06ساعت 15:57  توسط ايمون  | 

گنجشک وخدا

روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.         فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که درد هایش را در خود نگه می دارد.

 سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لب های او دوختند.گنجشک هیچ نگفت

وخدا لب به سخن گشود: با من بگو از آنچه سنگینی سینه ی توست. گنجشک گفت:لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگی

هایم بود وسر پناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی.

این طوفان بی موقع چه بود؟چه می خواستی از لانه ی محقرم این لانه ی کوچک کجای دنیای به این بزرگی راگرفته بود؟

سنگینی بغض راه را بر کلام گنجشک بست .سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:

ماری در لانه ات بود وتو خواب بودی باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.

خدا گفت:وچه بسیار بلا ها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و توندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگاه چیزی در درونش فروریخت وهای های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/06ساعت 14:51  توسط ايمون  | 

دل نوشته ها

سکوت تنها دوستي است که هرگز خيانت نمي کند ، عشق تنها ميکروبي است که از راه چشم سرايت مي کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/05ساعت 16:12  توسط ايمون  | 

جووووووووك

                                                جوك
يارو حس شاعريش گل ميکنه به زنش ميگه :

اي رنگ لبت قرمز / در قلب مني هرگز

شعار بزرگ ژاپنيها:

اگر يک نفر مي تواند کاري را انجام دهد,

تو هم مي تواني آن را انجام دهي.

اگر هيچ کس نمي تواند کاري را انجام دهد,تو بايد آن را انجام دهي.

نسخه ايرني اين شعار:

اگر کسي مي تواند کاري را انجام دهد, اجازه بده آن را انجام دهد.

اگر کسي نمي تواند کاري را انجام دهد,

چرا ما وقتمان را براي آن تلف کنيم؟!

آقاي داماد چه کاره هستن؟

توي شرکت پاکسان کار ميکنن

اونجا کارشون چيه دقيقا

به سلامت خانواده مي انديشن!

اين اس ام اس نيست !

کي ميگه جنس مردا خرابه ؟

زن با عصبانيت پاي تلفن : “اين موقع شب کدوم گوري هستي تو؟!”

مرد : “عزيزم ، اون فروشگاه طلافروشي رو يادته

که از يه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود و گفتي برات بخرم

اما من اون روز پول نداشتم ولي بهت گفتم که روزي حتما

اين انگشتر مال تو ميشه عزيزم…؟! “

زن با صداي ملايم و خوشحالي بسيار : ” بله عشقم…”

مرد : “من تو رستوران بغل دستيش دارم شام ميخورم!”

از دکتره ميپرسن: چيکار کنيم وبا نگيريم؟

ميگه: ازدواج نکنيد!

ميگن: چه ربطي به ازدواج داره؟

ميگه: خب کاري نکنيد که به گ*ه خوردن بيفتيد !

ديکتاتور کيست !؟

بچه اي است ? ساله

که ?? نفر مجبورند به خاطر اون کارتون نگاه کنند!


به قل مراد ميگن : تو مني من توام ، حالا تو کدومي ؟

ميگه : خاک بر سرتون گمم کردين.


زنها مثل کامپيوتر هستند يک بار خودش را ميگيري

و يک عمر لوازم جانبي آنرا !


از قلبم پرسيدم فرق عشق و دوستي چيه؟

قلبم جواب داد: کار من تامين خون بدنه

سوالاي چرت و پرت از من نپرس !


به يارو ميگن طاقت شنيدن خبر بد داري ؟

ميگه آره ، گفتن بابات مرد !

گفت: خاک تو سرت فکر کردم يارانه ها رو قطع کردن !


زندگي چيست !؟

فاصله ي بين ماي بيبي تا ايزي لايف !


رسد آدمي به جايي که به جز غذا نبيند

رمضان شناختم من به خدا قسم غذا را !

 
چهار جمله که حوا نمي تونسته به ادم بگه:
 
1- آدمت مي کنم
 
2- از شوهر مردم ياد بگير

3- من قبل از تو 100 تا خواستگار داشتم
 
4- ميرم خونه مامان

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/14ساعت 20:2  توسط ايمون  | 

آزمايش محبت دامادان توسط مادر زن

 

زن ثروتمندي سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى
که دامادهايش به او دارند را ارزيابى کند.
يکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد
و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند
از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح يک ماشين پژو 20? نو
جلوى پارکينگ خانه داماد بودو روى شيشه‌اش نوشته بود:
«متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همين کار را با داماد دومش هم کرد
و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز يک ماشين پژو 20?
نو هديه گرفت که روى شيشه‌اش نوشته بود:
«متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسيد
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد
و خود را به داخل استخر انداخت
امّا داماد از جايش تکان نخورد
او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود
پس چرا من خودم را به خطر بياندازم.
همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد
فردا صبح يک ماشين بى‌ام‌ و ي
کورسى آخرين مدل جلوى پارکينگ خانه داماد
سوم بود که روى شيشه‌اش نوشته بود
“متشکرم از طرف پدر زنت”

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/09/10ساعت 21:26  توسط ايمون  | 

جوووووووك

           جوک 90


قانون پايستگي واحد :

واحد ها نه از بين ميروند و نه پاس ميشوند

بلکه از ترمي به ترم ديگر انتقال ميابند !
حيف نون بعد از دعوا و جر و بحث با خانمش:

اگه بخاطر يارانه ها نبود تا الان ميکشتمت !

قلمراد اينا  از قرنها پيش با فناوري نانو آشنا بودند !

نانو خيار ، نانو گوجه ، نانو رب ، نانو هندوانه

نانو خربزه ، نانو ماست ، نانو آبدوغ ، نانو بادمجان !

و همچنان پيشرفت ادامه دارد !

قلمراد زنگ ميزنه خونه نامزدش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟
 
نامزدش ميگه: آره. قلمراد ميگه: پس من قطع ميکنم دوباره ميگيرم!

قلمراد با يه تهرونيه دعواشون ميشه،

ميبرنشون کلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه

ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري...

افسره حسابي چپ و راستش ميکنه

ميگه: بي پدر فکر کردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟

گفتم اسمت چيه؟

تهرونيه که حساب دستش اومده بوده ميگه:

فريدون قربان!

افسره برمي‌گرده به قلمراد ميگه اسم توچيه؟!

قلمراد، يکم فکر ميکنه بعد با ترس جواب ميده: قُليدون!

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/09/10ساعت 15:17  توسط ايمون  | 

داستان های جذاب

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم

ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان

خانه است؟»زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم

منتظر می مانیم.»عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.شوهرش به او گفت

برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم

داخل خانه نمی شویم.»زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او

ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب

کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه

خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا

موفقیت را دعوت نکنیم؟»فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا

خانه پر از عشق و محبت شود.»مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما

عشق است؟ او مهمان ماست.»عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با

تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید،

بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست

 

آریبا عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/22ساعت 17:4  توسط ايمون  | 

دانستن گامهايي براي اينکه فردي دوست داشتني شويم


 گام 1- از انتقاد بيجا ، سرزنش مداوم و گله و شکايت بپرهيزيد.

گام 2- در ارزيابي هاي خود صادق و بي ريا باشيد.

گام 3- ديگران را دوست بداريم و به آنها علاقمند شويد.

گام 4- خواسته هاي ديگران را درک کنيد .

گام 5- هميشه لبخند را زينت چهره خود کنيد.

گام 6- به خاطر داشته باشيد نام هر شخصي زيباترين نت موسيقي اوست ؛ پس ديگران را به نام صدا بزنيد و او احساس نزديکي کنيد .

گام 7- شنونده خوبي باشيد و ديگران را تشويق کنيد که درباره خودشان و علاقمنديهايشان حرف بزنند .

گام 8- در جهت علايق ديگران سخن بگوييد .

گام 9- اين باور را به ديگران القا کنيد که ؛ قدرت زيادي دارند و براي خود کسي هستند و در انجام اين کار نهايت صداقت را داشته باشيد .

گام 10- هميشه براي اينکه بهترين نتيجه را از بحث مجادله بگيريد ؛ سعي کنيد از شرکت در آن بپرهيزيد .

گام 11- به عقايد ديگران احترام بگذاريد و هرگز عبارت "تو اشتباه مي کني " استفاده نکنيد .

گام 12- اگر خطايي از شما سرزد ؛ با قاطعيت به آن اعتراف کنيد و اعتماد به نفس داشته باشيد و بدانيد که "انسان جايزالخطاست."

گام 13- هميشه صحبت هاي خود را دوستانه آغاز کنيد .

گام 15- سعي کنيد از راه هاي مناسبي براي کسب آرامش استفاده کنيد تا ديگران براي شريک شدن در آرامشتان به سوي شما آيند .

گام 16- اجازه بدهيد هميشه ديگران بيش از شما صحبت کنند .

گام 17- خالصانه به هر اتفاقي از ديد ديگران نگاه کنيد و تک محور نباشيد .

گام 18- باورها و علايق سايرين را همانگونه که هستند بپذيريد چرا که هرکس از ديد خود بهترين است .

گام 19- همواره به سوي انگيزه هاي بهتر و قوي تر برويد ؛ تا بهترين باشيد .

و بالاخره گام آخر ؛
همواره باورهايتان را پيش روي خود مجسم کنيد و چالش هاي زندگي را با آغوش باز پذيرا شويد تا براي ديگران يک نمونه و الگو باشيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/22ساعت 16:58  توسط ايمون  | 

خصوصيات دخترها


1. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!!

2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن

3.گه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!

4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!

5. از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن

6.هميشه مي گويند من برات با ارزشم يا زندگيت!!

7.اگه دوسم داري گرون ترين عطرو برام بخر.

8.مثل عوارضي مي مونند بايد هميشه ازشون برگه عبور بگيري

(زنگ يا SMS بزن کجا ميري با کي ميري کي برمي گردي)

9.شعاره دخترها ! شما پسرها همتون مثله همين ايشششش!

10.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/22ساعت 16:55  توسط ايمون  | 

قابل توجه داوطلبان کنکوراگر داوطلبي در کنکور پذيرفته نشود ، هيچ تخصيري متوجه او نيست......

زيرا سال فقط 365 روز دارد در حالي که.........

 - در سال 52 جمعه داريم و مي دانيم که جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند

- حداقل 50 روز تعطيلات تابستان است و چون هوا گرم است مطالعه دقيق مشکل است پس 263 روز باقي - ماند.است.

- در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است که جمعا" 122 روز مي شود بنابراين 141 روز باقي مي ماند.

- براي سلامت جسم و روح روزانه يک ساعت تفريح لازم است که جمعا" 15 روز مي شود پس 126 روز باقي مي ماند.

- دوساعت هم در روز براي خوردن غذا ( صبحانه - نهار – شام ) لازم است که در کل 30 روز مي شود پس96 روزه ديگر باقي مي ماند

- يک ساعت براي گفتگو و تبادل نظر افکار به صورت تلفني با ديگران ضروري است زيرا انسان موجودي است اجتماعي اين خود 15 روز از کل سال است بنابراين 81 روز از سال باقي مي ماند

- روز هاي امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص مي دهد و نظر به حجم بالاي درس ها و خستگي ناشي از امتحان 36 روز ديگر باقي مي ماند

- تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دسته کم 30 روز در سال است مگر مي توان در اين اعياد وقت را به مطالعه گذراند ؟؟ پس 6 روزه ديگر باقي مي ماند.

- در سال حداقل 3 روز به بيماري مي گذرد و سه روز باقي مي ماند.

- سينما روفتن و ورزش کردن و ساير امور شخصي هم لا اقل 2 روز از سال را پر مي کند پي فقط يک روزه ديگر باقي است

- يک روزه باقي مانده هم همان روزه تولد شماست و چگونه مي توان در آن روزه بخصوص درس خواند !!!!! پس داوطلب (!!) نمي تواند اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/22ساعت 16:52  توسط ايمون  | 

داستان هیزم شکن

 

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه ميكني؟هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبرطلايي برگشت. " آيا اين تبرتوست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيدكه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيااين تبر توست؟جواب داد: آره. فرشته از صداقت مردخوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد.يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب.هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چراگريه مي كني؟ فرشته، زنم افتاده توي آب.فرشته رفت زير آب و باجنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن گفت بله فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه هيزم شكن جواب داد :فرشته  منو ببخش. سوء تفاهم شده.ميدوني، اگه به جنيفر لوپز " نه"ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونزمي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" مي گفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن روندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/22ساعت 16:50  توسط ايمون  | 

همیشه اینگونه بوده است:

 

کسی را که خیلی دوست داری، زود از دست می دهی پیش از آنکه خوب نگاهش کنی.  

 

پیش از آنکه تمام حرفهایت را به او بگویی ، پیش از آنکه همه لبخندهایت را به او نشان بدهی

 

 مثل پروانه ای زیبا، بال میگیرد و دور می شود ، فکر می کردی میتوانی تا آخرین روزی که زمین

 

به دورخود می چرخد و خورشید از پشت کو ه ها سرک می کشد در کنارش باشی .

 

 

 

همیشه این گونه بوده است:

 

کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو میرود ، وقتی به خودت می آیی که حتی ردی

 

 از او در خیابان نیست فکر می کردی میتوانی با او به همه باغها سر بزنی ، هنوز روزهای زیادی باید

 

با او به تماشای موجها می رفتی ، هنوز ساعتهای صمیمانه ای باید با او اشک می ریختی.

 

 

 

همیشه این گونه بوده است:

 

وقتی از هر روزی بیشتر به او نیاز داری ، وقتی هنوز پیراهن خوشبختی را کا ملا بر تن نکرده ای

 

، وقتی هنوز ترانه های عاشقی را تا آخر با او نخوانده ای  ناباورانه او را در کنارت نمی بینی ، 

 

فکر می کردی دست در دست او خنده کنان به آن سوی نرده های آسمان خواهی رفت تا صورتت را

 

 پر از بوسه و نور کند .

 

 

 

همیشه این گونه بوده است:

 

او که میرود ، او که برای همیشه می رود آنقدر تنها می شوی که نام روزها را فراموش میکنی ،

 

از عقربه های ساعت میگریزی و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/29ساعت 19:55  توسط ايمون  | 

متین ترین کلمه عشـــق است

 

جذاب ترین کلمه آشنــــایی است

 

پاکترین کلمه وجدان است

 

زشت ترین کلمه خیــــانت است

 

بدترین کلمه بی وفـــایـی است

 

سخت ترین کلمه تنهــــایــی است

 

و تلخ ترین کلمه جـــــدایی است

+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/29ساعت 19:55  توسط ايمون  | 

آیا میدانید

این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟

آیا میدانید: شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است ؟

آیا میدانید: موریانه‌ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟

آیا میدانید: خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد ؟

آیا میدانید: ۲۰ درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد ؟

آیا میدانید: بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است ؟

آیا میدانید: نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود ؟

آیا میدانید: شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است ؟

آیا میدانید: فقط قورباغه‌های نر قور قور می‌کنند ؟

آیا میدانید: نعناع سکسکه و تنگی نفس را شفا میدهد ؟

آیا میدانید: جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است ؟

آیا میدانید: وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟

آیا میدانید: هر چشم مگس از۱۰ هزار عدسی تشکیل شده است ؟

آیا میدانید: درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی‌دهد ؟

آیا میدانید: در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد ؟

آیا میدانید: مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند ؟

آیا میدانید: مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میکند ؟

آیا میدانید: بیشترین سر دردهای معمولی از کم نوشیدن آب می‌باشد ؟

آیا میدانید: دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی ۴۰ نوع گل مختلف است ؟

آیا میدانید: مورچه‌ها هم شمردن بلدند و قدم‌هایشان را برای مسیر یابی میشمارند ؟

آیا میدانید: خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند ؟

آیا میدانید: لاشخورها قادر به دیدن یک موش کوچک از ارتفاع ۴ کیلومتری میباشند ؟

آیا میدانید: نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است ؟

آیا میدانید: خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود ؟

آیا میدانید: افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند ؟

آیا میدانید: شکلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد، با کمی‌شکلات میتوان یک سگ را کشت ؟

آیا میدانید: یک قطره لیکور عقرب را دیوانه می‌کند و عقرب خودش را نیش می‌زند و می‌کشد ؟

آیا میدانید: مایع موجود در نارگیل نارس را می‌توان بجای پلاسمای خون استفاده کرد ؟

آیا میدانید: زهره تنها سیاره ای است که در جهت عقربه‌های ساعت بدور خودش می‌چرخد ؟

آیا میدانید: برای اینکه ۷۰۰ گرم به وزن شما اضافه شود باید ۹ کیلو سیب زمینی بخورید ؟

آیا میدانید: شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم می‌فهمد ؟

آیا میدانید: زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر او قرار دارد ؟

آیا میدانید: دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح‌ها خمیازه میکشند ؟

آیا میدانید: زنبور از بوی عرق بدش میاید و به کسی که بدنش بو دهد یا عطر زده باشد حمله می‌کند ؟

آیا میدانید: رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است ؟

آیا میدانید: نوزاد بیش از ۳۰۰ استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یکدیگر جوش می‌خورند ؟

آیا میدانید: تقریباً یک سوم وزن یک زن و یک دوم وزن یک مرد را ماهیچه تشکیل می‌دهد ؟

آیا میدانید: لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟

آیا میدانید: خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟

آیا میدانید: موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند ؟

آیا میدانید: چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟

آیا بمیدانید: رای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید ؟

آیا میدانید: یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد ؟

آیا میدانید: اگر کلفتی تارعنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می‌توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند ؟

آیا میدانید: در حال حاضر ۶ میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با ۱۰۹۴ اختراع رکورد دار است ؟

+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/29ساعت 16:26  توسط ايمون  | 

شعر های عاشقانه و داستان

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."

 

به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."

 

به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."

 

به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

از زندگی تا مرگ فقط یه قدم فاصله ست.....!!!!

 

                          از عشق تا نفرت فقط یه حرف فاصله ست....!!!!

 

                          از عشق رو خواستن تا گدایی کردن فقط یه واژه فرق است...!!!!!

 

                          از من تا تو فقط چند خیابان فاصله ست....!!!!

 

                          تو را خواستن در حسرت تو بودن فقط آرزوی دیرین من است ....!!!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1390/05/28ساعت 13:55  توسط ايمون  | 

لطیفه و نصیحت

                        بوستان لطیفه  

 

۱-دو نفر تنبل بانک میزنن اولی به دومی میگه=خب حالا بیا پول هارو بشمریم. 

دومی میگه=حوصله داری فردا توی رادیو میگه۰

 

۲-ترکه میخواست بچه اش رو نصیحت کنه.میگه چند سالته؟

میگه=۱۶سال

ترکه میگه خاک تو سرت هم سن و سال های تو الان ۳۰ سالشونه.

 

۳-غضنفر میخوره به شیشه میگه=وای چه هوای سفتی

 

۴-یه شعر خیلی خنده دار!!!

سیاهی شب است و کله ماه

نمی دانم چرا حی می کش اه

نمی دانم چرا حالم گرفته

صدایم مثل اب خشکیده در چاه

پریده خواب از چشمان بنده

زترس امتحان صبح فرداه

دو دو تا پیش چشمم پنج باشد

هفت هفتای دلم گردیده پنجاه!

بپرسی تو اگر از کسر و اعشار

خدا داند که نیستم اگاه

چوبینم گربه ای اندر خیابان

از او پرسم که تو گرگی یا روباه؟

خداوندا به حق این شب و روز 

عنایت کن به من نیکو ترین راه

که یا من چیره گردم بر دروسم

ویا سرماخورد آقای نیک خواه؟

 

 

 ۵- غضنفر با گوسفنداش دعواش  میشه واسه چرا می بردشون چمن مصنوعی.

 

 

۶-ترکه میره استخرشیرجه میزنه توی چهار متری  میاد بالا میگه=عجب نفسی داشته کاشی کارش. 

 

۷-غضنفر میره سینما می بینه چراغا خاموشن بر می گرده.

 

۸-ترکه مربی فوتبال میشه شماره ۱۰ رومیاره بیرون دو تا ۵ می فرسته تو.

 

۹-یه دریا رژیم می گیره می شه تف.

 

۱۰-ترکه لامپ خونش می سوزه بهش پماد سوختگی میزنه.

 

 

 

   ۱-وقتی شمع وجودت نور ندارد.نمی توانی  بدرخشی.جیمز لویس

 

  ۲-کودک چکس به دست دنیا را میخ میبیند!جیمز لویس

 

 ۳-بار نیست که کمر را می شکند .شیوه حمل بار است.امیریکن اسپیکرز

 

                                                 

                                          

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/10ساعت 15:26  توسط ايمون  |