لطفا آدرس وبلاگمو به دوستان خود بديد
در ضمن اگر مطلبي داريد كه دوست داريد در وبلاگ گذاشته بشه در قسمت نظرات بگذاريد(نگران نباشيد به اسم خودتون نوشته مي شه)
راستي حتما نظر هم بديد
BAY
$$$عشق و حال$$$
لطفا آدرس وبلاگمو به دوستان خود بديد
در ضمن اگر مطلبي داريد كه دوست داريد در وبلاگ گذاشته بشه در قسمت نظرات بگذاريد(نگران نباشيد به اسم خودتون نوشته مي شه)
راستي حتما نظر هم بديد
BAY
یک عدد نان سنگک، از دوره ی دویست تومانی، در فریزر مانده، کاملا سالم، بدون کپک، به بالاترین پیشنهاد فروخته می شود. قیمت پایه ۳۰۰ تومان
##############
کارشناس: و لذا شاهد هستیم که کاهش افزایش پیدا
کرده
مجری تلویزیون: ؟؟؟؟!!! منظورتون این هست که کمتر شده؟
کارشناس: یعنی بیشتر کم شده
مجری: یعنی با کاهش رو به رو هستیم؟
کارشناس: نرخ کاهش افزایش یافته
مجری: … بله … ادامه بدیم …
##############
الناز توی فیسبوکش نوشت:
امرو نشستم تو تاکسی
مرده گفت
میشه با تلفنتون یه زنگ بزنم
من اون لحظه خیلی به نظر زرنگ اومدم از نظر خودم که گفتم
بگید شماره تونو بگیرم
گفت ، گرفتم
موبایل خودش زنگ خورد
پیاده شد
دود از کله ی ابلهم بلند شد
به راننده گفتم
ما چقد ساده ایم به قرآن
راننده هه گفت : نخیر خانوم
شما ساده ای
ما نیستیم
##############
بعله یارو با شلوار جین پاره و موهای فشن و خواهر
و مادر خفن تر از خودش اومده خواستگاری خواهرم،
میگه من می خوام همسر آیندم چادری باشه
##############
پونصد تومان بهش دادم فالمو میگیره میگه آینده
تاریکی در پیش داری! میگم جدی میگی؟؟؟
میگه یه هزاری بده شاید یه روشنایی پیدا شه
##############
میری رستوران بین راهی دستشویی، میای بیرون یه نفر دنبالت میدوئه که آقا پولش!!! میگی آخه آقا جان این دستشویی هم کثیفه، هم چاهش گرفته، هم صابون نداره!!! یارو چنان داد و فریاد میکنه انگار دزد گرفته!!! آخر مجبور میشی پول رو بدی
##############
طرف با هزار بدبختی از خورد و خوراک زن و بچش زده
پنجاه تومن جور کرده سر عقد بده به بچه برادرش
اونوقت فامیلای دختره میخونن چرا بیشتر ندادی ؟ چرا ویلا
ندادی ؟
##############
بچه هه تا دیروز واسه باباش چشم-چشم-دو ابرو میکشید ، امروز شاخ و شونه میکشه
##############
تو تاکسی بودیم، بعد راننده هه اومد از یه فرعی تو اصلی بپیچه به راست، از ۵ نفر آدم تو ماشین ۴ نفر سمت چپو نگاه کردن که ببینن ماشین میاد یا نه. تنها کسی که نگاه نکرد راننده بود
##############
اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده ! برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده
غذای پادگان ها نسبت به گذشته خیلی بهتر میشه ( دخترها می خواهنرهاشون را نشون بدن)
::
::
هیچ کس دیگه دنبال معافیت نمیره حتی کور کچل ها هم می خوان بیان سربازی!!!
::
::
حمام و دست شویی های پادگان ها بالاخره روی بهداشت رو هم میبینن.
::
::
دیگه رژه ها در پادگان درست انجام میشه …. چون دخترها را میذارن صف اول
( این جمله ۱۰۰% فیمینیستی بودا )
::
::
خاموشی از ۹ شب به ۱۲.۵ – ۱ شایدم … شب میرسه
::
::
خدمت سربازی از ۲سال به ۶ ماه کاهش پیدا می کنه … اگه خواستی میتونی اصلا نری …
چون تا ۱۵ سال بعدش سرباز نمی خوان از بس داوطلب هست
::
::
بعد از ۶ ماه که از سربازی بر می گردی اندازه ۶ سال خاطره داری!!!
::
::
فرهنگ عمومی پادگان افزایش پیدا می کنه … دیگه سربازها فحش رکیک به هم نمیدن از شوخی های… هم خبری نیست
::
::
قضیه فرار از سربازی به کل منتفی میشه و همه (پسرها) می خوان برن سربازی حتی اونهایی هم که قبلا رفتن می خوان دوباره برن !!…
::
::
اضافه خدمت برداشته میشه … کارایی که قبلا باعث اضافه خدمت می شده حالا باعث کاهش خدمت میشه
::
::
ازدواج دانشجویی و لاو ترکوندن توی دانشگاه کم میشه و ازدواج در پادگان و عشق من هم سنگر من مد میشه!
برای تو ...
برای چشمهایت
!
برای من
...
برای دردهایم
!
برای ما
...
برای این همه تنهایی ...
ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند !!
سر به هوا نیستــــم
امــــا
همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم
حال عجیبـــی ست
دیدن ِ همان آسمان که
شاید "تو"
دقایقی پیش
به آن نگاه کـــرده ای...!!!
امروز روز دیگریست...
یه روز از همان روزهای بی تو...
در به در این کوچه و آن کوچه...
می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری!
ولی در کوچه هایی که پی تو می گردم همه بن بست است...
دلم آشوب و ضربان قلبم ناآرام!
بگو کدامین کوچه انتهایش دیدار توست؟
گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی
و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها
باید فراموش می کردی
آمدنت
را یادم نیست
بی صدا آمدی
بی آنکه من بدانم
بی اجازه امدی
بی آنکه من بخواهم!
اما اکنون،
با ذره ذره وجودم
ماندنت را تمنا می کنم
در قلبم بمان که ماندنت را سخت دوست
دارم
چقدر
پر می کشد دلم ...!
به هوای تـــــو!
انگار تمام پرنده های جهان در قلبم آشیانه کرده اند............
از تو دلگیر نیستم!!!
از دلم دلگیرم
که نبودنت را صبورانه
تحمل میکند...........
چقدر
دورتر از احساسم ایستاده ای
آنجا که تو ایستاده ای
صدای مرا هم نمی شنوی
.
.
چه برسد به دلتنگی.. .
آخرای فصل پاییز یه درخت پیر و تنها
تنها برگی روی شاخه ش مونده بود میون برگا
یه شبی درخت به برگ گفت:کاش بمونی در کنارم
آخه من میون برگا فقط تنها تو رو دارم
وقتی برگ درختو می دید داره از غصه میمیره
با خدا راز و نیاز کرد اونو از درخت نگیره
با دلی خُرد و شکسته گفت، نذار از اون جداشم
ای خدا کاری بکن که تا بهار همین جا باشم
برگ، تو خلوتِ شبونه از دلش با خدا می گفت
غافل از این که یه گوشه باد همه حرفاشو میشنفت
باد اومد با خنده ای گفت:آخه این حرفا کدومه؟
با هجوم من رو شاخه عمر هر دو تون تمومه
یه دفه باد خیلی خشمگین با یه قدرتی فراوون
سیلی زد به برگ و شاخه تا بگیره از درخت جون
ولی برگ مثل یه کوهی به درخت چسبید و چسبید
تا که باد رفت پیش بارون بارونم قصه رو فهمید
بارون گفت با رعد و برقم می سوزونمش تا ریشه
تا که آثاری نمونه دیگه از درخت و بیشه
ولی بارونم مثل باد توی این بازی شکست خورد
به جایی رسید که بارون آرزو می کرد که می مرد
برگ نیفتاد و نیفتاد آخه این خواست خدا بود
هر کی زندگیشو باخته دلش از خدا جدا بود
فرقی
نمی کند در کدام عصر و کدام اقلیم زندگی کنی فرقی نمی کند اسمت فرهاد باشد ،
رومئو یا مجنون یا شیرین یا ژولیت یا لیلی … تو را به زخم*هایت می شناسند، این نقطه ی
اشتراک همه آدمهاست….
ازاین تکرارساعتهـ ـا
ازاین بیهوده بودنهـ ـا
ازاین بی تاب ماندنهـ ـا
ازاین تردیدـهـ ـا
نیرنگهـ ـا
... شکهـ ـا
خیانتهـ ـا
ازاین رنگین کمان سرد آدمهـ ـا
وازاین مرگ باورها ورویاهـ ـا
پریشانمـــ
دلـ ـم پروازمیخواهد
نمی دانم كه دانست او دلیل گریه هایم را ؟
نمی دانم كه حس كرد او حضورش در سكوتم را ؟
و میدانم كه می دانست زعاشق بودنش مستم
وجود ساده اش بوده كه من اینگونه دل بستم
کسی ما را نمی پرسد
کسی ما را نمی جوید
کسی تنهایی مارا نمی گرید
دلم در حسرت یک دست دلم در حسرت یک دوست
دلم در حسرت یک بی ریای
مهربان ماندست
روان شناسان اعلام کردن از هر سه نفر یکی به بیماری های روانی مبتلاست به دو نفر از رفیق فابریکات فکر کن اگه اونا سالمن اون یه نفر تو باید باشی
یه بچه گربه از مامانش می پرسه : مامان بابای من کیه ؟ میگه : نمی دونم من سرم توی سطل آشغال بود
خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا نکني مرا خدايي ديگر کجاست؟؟؟؟
زندگي صحنه ي يکتاي هنرمندي ماست، هر کسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود، صحنه پيوسته به جاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
از زندگي لذت ببر چون آخر جاده زندگي يه تابلو هست كه روش نوشته دور زدن ممنوع
دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ببینید.
ببینید دیگه..........مگه نمی گم ببین....
......با من کل کل می کنی ببین دیگه...![]()
![]()
خدا می دونه که حقشه
به لطف یزدان و بچه ها
پیروزی قهرمان می شه
.![]()
.![]()
.![]()
اگه جدول بر عکس بشه.![]()
لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم
يك شب تلویزیون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن مي خوابن
لره تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و
حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند
بشه به بغل دستيش ميگه :
آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار
يه روز 4 تا لر سوار آسانسور ميشن هر كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از لرا ميگه : به افتخار آي راننده صلوات
به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره... جسیکا تی لر...لره و هاردی... تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر
از یه لره میپرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش میکنند!
به لره می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم در نهایت خفه می شدیم می مردیم
روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که درد هایش را در خود نگه می دارد.
سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
فرشتگان چشم به لب های او دوختند.گنجشک هیچ نگفت
وخدا لب به سخن گشود: با من بگو از آنچه سنگینی سینه ی توست. گنجشک گفت:لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگی
هایم بود وسر پناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی.
این طوفان بی موقع چه بود؟چه می خواستی از لانه ی محقرم این لانه ی کوچک کجای دنیای به این بزرگی راگرفته بود؟
سنگینی بغض راه را بر کلام گنجشک بست .سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:
ماری در لانه ات بود وتو خواب بودی باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت:وچه بسیار بلا ها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و توندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگاه چیزی در درونش فروریخت وهای های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
قانون پايستگي واحد :
واحد ها نه از بين ميروند و نه پاس ميشوند
بلکه از ترمي به ترم ديگر انتقال ميابند !قلمراد با يه تهرونيه دعواشون ميشه،
ميبرنشون کلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه
ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري...
افسره حسابي چپ و راستش ميکنهتهرونيه که حساب دستش اومده بوده ميگه:
فريدون قربان!
افسره برميگرده به قلمراد ميگه اسم توچيه؟!
قلمراد، يکم فکر ميکنه بعد با ترس جواب ميده: قُليدون!
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم
ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان
خانه است؟»زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم
منتظر می مانیم.»عصر وقتی شوهر به خانه برگشت،
زن ماجرا را برای او تعریف کرد.شوهرش به او گفت:
برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم
داخل خانه نمی شویم.»زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او
ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب
کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه
خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا
موفقیت را دعوت نکنیم؟»فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا
خانه پر از عشق و محبت شود.»مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما
عشق است؟ او مهمان ماست.»عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با
تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید،
بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست!
آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید
گام 2- در ارزيابي هاي خود صادق و بي ريا باشيد.
گام 3- ديگران را دوست بداريم و به آنها علاقمند شويد.گام 4- خواسته هاي ديگران را درک کنيد .
گام 5- هميشه لبخند را زينت چهره خود کنيد.
گام 6- به خاطر داشته باشيد نام هر شخصي زيباترين نت موسيقي اوست ؛ پس ديگران را به نام صدا بزنيد و او احساس نزديکي کنيد .گام 7- شنونده خوبي باشيد و ديگران را تشويق کنيد که درباره خودشان و علاقمنديهايشان حرف بزنند .
گام 8- در جهت علايق ديگران سخن بگوييد .
گام 9- اين باور را به ديگران القا کنيد که ؛ قدرت زيادي دارند و براي خود کسي هستند و در انجام اين کار نهايت صداقت را داشته باشيد .گام 10- هميشه براي اينکه بهترين نتيجه را از بحث مجادله بگيريد ؛ سعي کنيد از شرکت در آن بپرهيزيد .
گام 11- به عقايد ديگران احترام بگذاريد و هرگز عبارت "تو اشتباه مي کني " استفاده نکنيد .گام 12- اگر خطايي از شما سرزد ؛ با قاطعيت به آن اعتراف کنيد و اعتماد به نفس داشته باشيد و بدانيد که "انسان جايزالخطاست."
گام 13- هميشه صحبت هاي خود را دوستانه آغاز کنيد .گام 15- سعي کنيد از راه هاي مناسبي براي کسب آرامش استفاده کنيد تا ديگران براي شريک شدن در آرامشتان به سوي شما آيند .
گام 16- اجازه بدهيد هميشه ديگران بيش از شما صحبت کنند .
گام 17- خالصانه به هر اتفاقي از ديد ديگران نگاه کنيد و تک محور نباشيد .گام 18- باورها و علايق سايرين را همانگونه که هستند بپذيريد چرا که هرکس از ديد خود بهترين است .
گام 19- همواره به سوي انگيزه هاي بهتر و قوي تر برويد ؛ تا بهترين باشيد .و بالاخره گام آخر ؛
همواره باورهايتان را پيش روي خود مجسم کنيد و چالش هاي زندگي را با آغوش باز پذيرا شويد تا براي ديگران يک نمونه و الگو باشيد .
2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن
3.گه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!
4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!
5. از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن6.هميشه مي گويند من برات با ارزشم يا زندگيت!!
7.اگه دوسم داري گرون ترين عطرو برام بخر.8.مثل عوارضي مي مونند بايد هميشه ازشون برگه عبور بگيري
(زنگ يا SMS بزن کجا ميري با کي ميري کي برمي گردي)9.شعاره دخترها ! شما پسرها همتون مثله همين ايشششش!
10.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)- در سال 52 جمعه داريم و مي دانيم که جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند
- حداقل 50 روز تعطيلات تابستان است و چون هوا گرم است مطالعه دقيق مشکل است پس 263 روز باقي - ماند.است.
- در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است که جمعا" 122 روز مي شود بنابراين 141 روز باقي مي ماند.- براي سلامت جسم و روح روزانه يک ساعت تفريح لازم است که جمعا" 15 روز مي شود پس 126 روز باقي مي ماند.
- دوساعت هم در روز براي خوردن غذا ( صبحانه - نهار – شام ) لازم است که در کل 30 روز مي شود پس96 روزه ديگر باقي مي ماند- يک ساعت براي گفتگو و تبادل نظر افکار به صورت تلفني با ديگران ضروري است زيرا انسان موجودي است اجتماعي اين خود 15 روز از کل سال است بنابراين 81 روز از سال باقي مي ماند
- روز هاي امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص مي دهد و نظر به حجم بالاي درس ها و خستگي ناشي از امتحان 36 روز ديگر باقي مي ماند- تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دسته کم 30 روز در سال است مگر مي توان در اين اعياد وقت را به مطالعه گذراند ؟؟ پس 6 روزه ديگر باقي مي ماند.
- در سال حداقل 3 روز به بيماري مي گذرد و سه روز باقي مي ماند.- سينما روفتن و ورزش کردن و ساير امور شخصي هم لا اقل 2 روز از سال را پر مي کند پي فقط يک روزه ديگر باقي است
- يک روزه باقي مانده هم همان روزه تولد شماست و چگونه مي توان در آن روزه بخصوص درس خواند !!!!! پس داوطلب (!!) نمي تواند اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد.
روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه ميكني؟هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبرطلايي برگشت. " آيا اين تبرتوست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيدكه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيااين تبر توست؟جواب داد: آره. فرشته از صداقت مردخوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد.يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب.هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چراگريه مي كني؟ فرشته، زنم افتاده توي آب.فرشته رفت زير آب و باجنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن گفت بله فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه هيزم شكن جواب داد :فرشته منو ببخش. سوء تفاهم شده.ميدوني، اگه به جنيفر لوپز " نه"ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونزمي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" مي گفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن روندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره
همیشه اینگونه بوده است:
کسی را که خیلی دوست داری، زود از دست می دهی پیش از آنکه خوب نگاهش کنی.
پیش از آنکه تمام حرفهایت را به او بگویی ، پیش از آنکه همه لبخندهایت را به او نشان بدهی
مثل پروانه ای زیبا، بال میگیرد و دور می شود ، فکر می کردی میتوانی تا آخرین روزی که زمین
به دورخود می چرخد و خورشید از پشت کو ه ها سرک می کشد در کنارش باشی .
همیشه این گونه بوده است:
کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو میرود ، وقتی به خودت می آیی که حتی ردی
از او در خیابان نیست فکر می کردی میتوانی با او به همه باغها سر بزنی ، هنوز روزهای زیادی باید
با او به تماشای موجها می رفتی ، هنوز ساعتهای صمیمانه ای باید با او اشک می ریختی.
همیشه این گونه بوده است:
وقتی از هر روزی بیشتر به او نیاز داری ، وقتی هنوز پیراهن خوشبختی را کا ملا بر تن نکرده ای
، وقتی هنوز ترانه های عاشقی را تا آخر با او نخوانده ای ناباورانه او را در کنارت نمی بینی ،
فکر می کردی دست در دست او خنده کنان به آن سوی نرده های آسمان خواهی رفت تا صورتت را
پر از بوسه و نور کند .
همیشه این گونه بوده است:
او که میرود ، او که برای همیشه می رود آنقدر تنها می شوی که نام روزها را فراموش میکنی ،
از عقربه های ساعت میگریزی و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید.
متین ترین کلمه عشـــق است
جذاب ترین کلمه آشنــــایی است
پاکترین کلمه وجدان است
زشت ترین کلمه خیــــانت است
بدترین کلمه بی وفـــایـی است
سخت ترین کلمه تنهــــایــی است
و تلخ ترین کلمه جـــــدایی است
آیا میدانید
این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟
آیا میدانید: شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است ؟
آیا میدانید: موریانهها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟
آیا میدانید: خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد ؟
آیا میدانید: ۲۰ درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد ؟
آیا میدانید: بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است ؟
آیا میدانید: نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود ؟
آیا میدانید: شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است ؟
آیا میدانید: فقط قورباغههای نر قور قور میکنند ؟
آیا میدانید: نعناع سکسکه و تنگی نفس را شفا میدهد ؟
آیا میدانید: جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است ؟
آیا میدانید: وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟
آیا میدانید: هر چشم مگس از۱۰ هزار عدسی تشکیل شده است ؟
آیا میدانید: درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمیدهد ؟
آیا میدانید: در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد ؟
آیا میدانید: مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند ؟
آیا میدانید: مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میکند ؟
آیا میدانید: بیشترین سر دردهای معمولی از کم نوشیدن آب میباشد ؟
آیا میدانید: دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی ۴۰ نوع گل مختلف است ؟
آیا میدانید: مورچهها هم شمردن بلدند و قدمهایشان را برای مسیر یابی میشمارند ؟
آیا میدانید: خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند ؟
آیا میدانید: لاشخورها قادر به دیدن یک موش کوچک از ارتفاع ۴ کیلومتری میباشند ؟
آیا میدانید: نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است ؟
آیا میدانید: خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود ؟
آیا میدانید: افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند ؟
آیا میدانید: شکلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد، با کمیشکلات میتوان یک سگ را کشت ؟
آیا میدانید: یک قطره لیکور عقرب را دیوانه میکند و عقرب خودش را نیش میزند و میکشد ؟
آیا میدانید: مایع موجود در نارگیل نارس را میتوان بجای پلاسمای خون استفاده کرد ؟
آیا میدانید: زهره تنها سیاره ای است که در جهت عقربههای ساعت بدور خودش میچرخد ؟
آیا میدانید: برای اینکه ۷۰۰ گرم به وزن شما اضافه شود باید ۹ کیلو سیب زمینی بخورید ؟
آیا میدانید: شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم میفهمد ؟
آیا میدانید: زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر او قرار دارد ؟
آیا میدانید: دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبحها خمیازه میکشند ؟
آیا میدانید: زنبور از بوی عرق بدش میاید و به کسی که بدنش بو دهد یا عطر زده باشد حمله میکند ؟
آیا میدانید: رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است ؟
آیا میدانید: نوزاد بیش از ۳۰۰ استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یکدیگر جوش میخورند ؟
آیا میدانید: تقریباً یک سوم وزن یک زن و یک دوم وزن یک مرد را ماهیچه تشکیل میدهد ؟
آیا میدانید: لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟
آیا میدانید: خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی میشود ؟
آیا میدانید: موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند ؟
آیا میدانید: چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟
آیا بمیدانید: رای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید ؟
آیا میدانید: یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد ؟
آیا میدانید: اگر کلفتی تارعنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد میتوانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند ؟
آیا میدانید: در حال حاضر ۶ میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با ۱۰۹۴ اختراع رکورد دار است ؟
به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم
از زندگی تا مرگ فقط یه قدم فاصله ست.....!!!!
از عشق تا نفرت فقط یه حرف فاصله ست....!!!!
از عشق رو خواستن تا گدایی کردن فقط یه واژه فرق است...!!!!!
از من تا تو فقط چند خیابان فاصله ست....!!!!
تو را خواستن در حسرت تو بودن فقط آرزوی دیرین من است ....!!!!!
۱-دو نفر تنبل بانک میزنن اولی به دومی میگه=خب حالا بیا پول هارو بشمریم.
دومی میگه=حوصله داری فردا توی رادیو میگه۰![]()
۲-ترکه میخواست بچه اش رو نصیحت کنه.میگه چند سالته؟
میگه=۱۶سال
ترکه میگه خاک تو سرت هم سن و سال های تو الان ۳۰ سالشونه.![]()
۳-غضنفر میخوره به شیشه میگه=وای چه هوای سفتی![]()
۴-یه شعر خیلی خنده دار!!!![]()
سیاهی شب است و کله ماه
نمی دانم چرا حی می کش اه
نمی دانم چرا حالم گرفته
صدایم مثل اب خشکیده در چاه
پریده خواب از چشمان بنده
زترس امتحان صبح فرداه
دو دو تا پیش چشمم پنج باشد
هفت هفتای دلم گردیده پنجاه!
بپرسی تو اگر از کسر و اعشار
خدا داند که نیستم اگاه
چوبینم گربه ای اندر خیابان
از او پرسم که تو گرگی یا روباه؟
خداوندا به حق این شب و روز
عنایت کن به من نیکو ترین راه
که یا من چیره گردم بر دروسم
ویا سرماخورد آقای نیک خواه؟![]()
۵- غضنفر با گوسفنداش دعواش میشه واسه چرا می بردشون چمن مصنوعی.![]()
۶-ترکه میره استخرشیرجه میزنه توی چهار متری میاد بالا میگه=عجب نفسی داشته کاشی کارش.
۷-غضنفر میره سینما می بینه چراغا خاموشن بر می گرده.![]()
۸-ترکه مربی فوتبال میشه شماره ۱۰ رومیاره بیرون دو تا ۵ می فرسته تو.![]()
۹-یه دریا رژیم می گیره می شه تف.![]()
۱۰-ترکه لامپ خونش می سوزه بهش پماد سوختگی میزنه.![]()
۱-وقتی شمع وجودت نور ندارد.نمی توانی بدرخشی.جیمز لویس![]()
۲-کودک چکس به دست دنیا را میخ میبیند!جیمز لویس![]()
۳-بار نیست که کمر را می شکند .شیوه حمل بار است.امیریکن اسپیکرز![]()